مدیریت، برنامه ریزی، سازماندهی، نظارت و کنترل پروژه های نرم افزاری 2 - افراد

مدیریت، برنامه ریزی، سازماندهی، نظارت و کنترل پروژه های نرم افزاری 2 - افراد

افراد

در یک تحقیقی که در IEEE [CUR88] منتشر شد از 3 کمپانی بسیار موفق در زمینه نرم افزار در رابطه با موفقیت در پروژه های نرم افزاری سوال شد. آنها به این ترتیب جواب دادند:
نفر اول: فکر کنم مهم ترین چیزی که می توان از مجموعه ما انتخاب کرد، ابزارهای موجود نیست، بلکه افراد ما هستند.
نفر دوم: مهمترین چیزی که باعث موفقیت این مجموعه شد، حضور افراد باهوش است. بقیه موارد اهمیت بسیار پایینی دارند. مهمترین کاری که نیاز است برای انجام پروژه انجام دهید انتخاب نیروی انسانی می باشد. موفقیت یک پروژه بسیار بسیار وابسته به انتخاب و استخدام خوب دارد.
نفر سوم: تنها قانون من در مدیریت اطمینان حاصل کردن از داشتن افراد خوب است. – خوب به معنای واقعی و اینکه بتوانم افراد خوب تربیت کنم و اینکه محیطی فراهم نمایم که افراد خوب بتوانند عمل نمایند و محصول تولید کنند.
اگرچه این شهادت مهمی است که در رابطه با نقش افراد در پروژه گفته می شود و همه مدیران در کلیه سطوح از این موضوع دفاع می کنند که افراد گزینه اصلی هستند ولی رفتار برخی از آنها خلاف گفتارشان است.

بازیگران

فرایند نرم افزار و هرکدام از پروژه های نرم افزاری توسط بازیگران در 5 دسته زیر اجرا می شوند.
1- مدیران ارشد: به مشکلات کسب و کاررسیدگی کرده و آنها را تعریف می کنند که تاثیر بسیاری در پروژه دارد.
2- مدیران (فنی) پروژه: باید شاغلینی که کار اصلی نرم افزار را انجام میدهند، برنامه ریزی، کنترل، تهییج و سازماندهی کنند.
3- شاغلین: دانش فنی مورد نیاز برای تکمیل محصول را ارائه می دهند.
4- مشتریان: نیازهای نرم افزاری را که باید مهندسی شود بیان می کند و همچنین زینفع های دیگر که از خروجی بهره می برند.
5- کاربران نهایی: افرادی هستند که با محصول تعامل دارند و قرار است از آن استفاده نمایند.


هر پروژه ای شامل این سلسله از بازیگران می باشد. برای یک پروژه نرم افزاری موفق، افراد باید به گونه ای ساماندهی شوند که توانایی ها و فنون تک تک افراد حداکثر شود. این وظیفه رهبر تیم است.

رهبران تیم

مدیریت پروژه یک فعالیت متمرکز شدید بر فرد است، و برای همین افراد لایق دارای عملکرد پایین رهبری هستند. به سادگی توانایی های افراد را ترکیب نکرده و همانطور که ادگمان گفته است: متاسفانه بسیار شاهد این بودیم افراد به صورت تکی وارد نقش مدیریت می شوند و اتفاقی مدیر پروژه می شوند.
در یک کتاب فوق العاده در رابطه با رهبری فنی، جنی وین برگ یک مدل MOI برای رهبری ارائه کرده است: 


تهییج: توانایی در تشویق (با فشار یا هل دادن) فنی افراد جهت تولید محصول با نهایت توانایی.

ساماندهی: توانایی در برقراری فرایند موجود ( یا جدید) که بتواند مفهوم اولیه را به محصول ختم نماید.

ایده یا نوآوری: توانایی در تشویق افراد برای بروز خلاقیت و ایده های نو.
جنی وین برگ پیشنهاد داد رهبران پروژه روش حل مسئله را برای مدیریت پیش بگیرند. که به این معنی است رهبر تیم باید با درک صحیح مسئله، آنرا حل نموده، سیلی از ایده ها را مدیریت نموده و در همان زمان اجازه دهد همه در تیم بدانند مهم کیفیت است ( با کلمات و یا حتی با عملش).
در نگاهی دیگر EDG95 خصوصیاتی که یک مدیر پروژه موفق را متمایز می سازد بر چهار نکته تاکید دارد:

حل مسئله: یک مدیر پروژه موثر مسائل فنی و سازمانی را درک کرده و برای حل آن یک راه کار سیستماتیک ساختاریافته را پیشی می گیرد یا بدستی افراد شاغل را تشویق کرده تا مساله را حل کنند، از درسهایی که از پروژه های پیشین یاد گرفته اند استفاده نموده و منعطف بوده تا بتواند مساله را از راه های دیگر حل کند.

هویت مدیریتی: یک مدیر خوب باید مسئولیت پروژه را برعهده بگیرد. باید مطمئن باشد می تواند در موقع نیاز کنترل پروژه را برعهده بگیرد و خاطرجمع باشد میتواند به غرایز افراد خوب و فنی اعتماد کند.

دستیابی: جهت حداکثر سازی بهره وری یک تیم برای موفقیت و اتمام کار جایزه دهد و توسط رفتارش نشان دهد.

نفوذ و ساختن تیم: یک مدیر موفق باید بتواند افراد را بخواند. باید سیگنال های گفتاری و غیرگفتاری را درک نموده و به درستی جواب این سیگنال ها را بدهد. از طرفی همچنین تحت استرس و فشار بتواند خودش را کنترل نماید.

 
بازدید: 1771

نظرات

ارسال پاسخ