اصول ریبرندینگ و اشتباهات هنگام اجرای آن

اصول ریبرندینگ و اشتباهات هنگام اجرای آن

اگر می‌خواهید برندسازی مجدد انجام دهید و به دنبال اصول اساسی که باید در نظر بگیرید هستید، در ابتدا باید این سه مرحله اساسی را از سر بگذرانید (مراحل برندسازی مجدد)  و سپس به قسمت اشتباهات رایج  اجرا مراجعه کنید، تا مبادا خودتان مرتکب این اشتباهات شوید.

  1. شناسایی :

     هدفتان از برندسازی مجدد را مشخص کنید.

    تعیین کنید که به چه علت یا علتهایی اینکار را انجام می‌دهید.

    امیدوارید پس از انجام این کار به چه جایگاهی برسید و یا چه چیزهایی را بدست آورید؟

    برای اینکه مرحله ی شناسایی بهتر انجام شود، شما نیازمند انجام تحقیقات نیز هستید.

    تحقیق از کارکنان و مشتریانتان: از آنها بپرسید که الآن شرکت شما را چگونه می‌بینند؟  امیدوارند در آینده شما چگونه باشید؟

    سوال اساسی در این مرحله این است که: آیا ریبرندینگی که خودتان فکر می کردید به آن احتیاج داید با دیدگاه‌های دیگران برای آینده‌تان همخوان است؟

    در واقع با گرفتن این بازخوردها، خود را در تعیین موقعیت، پیشنهاد ارزش و پیام رسانی که در مرحله بعد باید انجام دهید، کمک خواهید نمود.

  2. بیان :

    داستان خود را تعریف کنید. داستان شما باید ارزش‌های منحصربفرد شما را تعیین کند و مشخص کند که چرا ذینفعان و مشتریان باید شما را انتخاب کنند. اگر شما خودتان را تعریف نکنید، فرد دیگری این کار را خواهد کرد و این موجب سر درگمی خواهد شد.

    شما باید به وضوح و بطور مداوم با فلسفه وجودی‌تان، موقعیتتان و رویکردهایتان به عنوان یک کسب و کار ارتباط برقرار کنید. برای فلسفه وجودی‌تان و اینکه شما که هستید، احساس بگذارید. مثلا چرایی انجام کارتان را توضیح دهید، بگونه ای که دیگران بتوانند با دلیلتان ارتباط برقرار کنند،  نه اینکه فقط بگویید چکاری انجام می‌‌دهید.

  3. عمل: همه تحقیقات و برنامه‌‌ریزی‌هایتان بی ثمر خواهد بود، اگر شما به آنها عمل نکنید. در مورد لوگو و نام جدیدتان فکر کنید و  در رابطه با نگاه، احساس و لحن برندتان احساس و ارتباط ایجاد کنید. از آنجا شما می‌توانید بازاریابی اصلی و ورود به بازار را شروع کنید.

اشتباهات رایج بازاریابان هنگام برند سازی مجدد (ریبرندینگ) و چگونه جلوگیری از آنها:

بازاریابان هوشمند در گذر زمان همراه با تغییر و تکامل برندشان سعی می کنند که تغییراتشان مرتبط نیز باشند، در حالیکه برخی دیگر تبدیل به سوژه وبلاگ نویسان و انتقاد آنها می شوند. جهت رسیدن به موفقیت در امر ریبرندینگ بهتر است از انجام این اشتباهات رایج خودداری کنید.

 

  1. تصور اشتباه در مورد اینکه برند همان لوگو یا رنگ سازمانی است:

    در واقع برندها همه این موارد از جمله ادراکات مشتری و تجربه نسبت به کیفیت تا احساس و اینکه محصول یا خدمت چگونه بنظر می رسند، مراقبت از مشتری، محیطهای خرده فروشی ، وب، لحن و صدای ارتباطات را در بر میگیرند.

  2. تصور اشتباه در مورد جهت گیری بدون برنامه : برندسازی مجدد و موثر نیاز به خلاصه ای خلاق دارد تا در حین پیشرفت پروژه همه افراد را بر آن متمرکز نگه دارد. برندسازی مجدد باید شامل بخشهایی چون تجزیه تحلیل وضعیت، اهداف، بازارهای هدف، بودجه و منابع،  بازه زمانی، نقطه نظر فردی، پارامترهای شناخاه شده، ساختار تایید شده، سهامداران و معیارهای ارزیابی نتایج باشد.
  3. خودداری از استخدام مشاور برندینگ زمانی که تجربه ای در صنعت ندارید :

    اینکه آژانس را در قسمتی از صنعت که تابحال در آن کار نکرده است در نظر بگیرید بسیار هم خوب است. گاهی اوقات این ایده آل است، بخصوص اگر شما در مورد یک چرخش جدی هستید. سازمانهای هوشمند همیشه ارزش یک دیدگاه تازه را می دانند و آن را شناسایی میکنند

  4. عدم اعمال نفوذ درحسن نیت و ارزش ویژه برند موجود :

    نادیده گرفتن ارزش ویژه برند زمانی که برندسازی مجدد صورت می گیرد و ممکن است مشتریان فعلی نسبت به برند بیگانه شوند، می تواند صدمه جبران ناپذیری را به ادراکات نسبت به برند وارد سازد. قبل از اینکه وارد این فرآیند شوید بهتر است نیازها و طرز فکر بازار هدف را در نظر بگیرید. گاهی اوقات یک تحول کوچک یا یک رنگ آمیزی جدید تنها چیزی است که برای دوباره جوان شدن و مرتبط ساختن برند نیاز است.

  5. عدم تلاش در فهمیدن مشتری:

    برای مثال به راحتی تماس با مشتریان یا منشی هایتان ممکن است چالش هایی را که مشتریانتان با آن روبرو هستند را آشکار سازد و استراتژی برندسازی مجدد را برایتان ایجاد کند. زمانی را بمنظور جهتیابی وب سایتتان، خرید محصولاتتان و بازگرداندن برخی چیزها بگذارید و فرآیند ارتباط با مشتریانتان را بازنگری کنید. حتی بهتر است که از دوستان یا آشناهایتان بخواهید که این کارها را انجام دهند و شما از تجربیاتشان استفاده کنید.

  6. جراحی سطحی برند:

    داستانی که برای برندسازی مجدد استفاده می شود باید قابل باور باشد و تجربه برند موجود و ادراکات مشتری را در اختیار قرار دهد.

  7. محدود کردن نفوذ شرکای برندینگ:

    برای مثال محدود کردن فعالیت مشاوران برندینگ، در واقع مشاوران برندینگ موفق و حاذق چیزی بیش از یک طراح گرافیک هستند. بهترین آنها کمک می‌کنند تا محصولات جدید را توسعه دهیم، تمرکز جمعیتی را گسترش دهیم و حتی عملیات کسب و کار را ساده کنیم. زمانی که به آنها نیاز دارید کنترلشان کنید، اما ناحیه نفوذ آنها را محدود نکنید.

  8. اعتقاد به اینکه برندسازی مجدد هزینه زیادی می‌خواهد.

     اگر تفکر خوب و مناسبی وجود داشته باشد نیاز به پرداخت چندین میلیون دلار نیست. یک تفکر خوب، یک استراتژی برگرفته از آژانسهای برندینگ با استعداد، مشاورین و استفاده از استعدادهایی چون دانشجویان موجب نتایجی خوب با هزینه مقرون بصرفه می‌شود.

  9. برنامه‌های پیش‌رو جهت سازگاری و انطباق نباشند.

    فرآیند پیاده‌سازی زمانیکه ریبرندینگ گسترش می‌یابد، نیاز به انطباق و سازگاری دارد. تیم و مشاوران همگی باید در سراسر پیاده‌سازی حضور داشته باشند.

  10. فراموش کردن این نکته که مردم همیشه کاری که می‌گویند را انجام نمیدهند.

    مردم کاری را انجام میدهند، که انجام می‌دهند. زمانی که استراتژیهای برندسازی مجدد را بر اساس یک گروه متمرکز پژوهشی اتخاذ می‌کنیم، احتیاط کنید، مگر آنکه شما بصورت فیزیکی در محیط مشتریان آنها را هنگام استفاده از محصول یا خدماتتان مشاهده می‌کنید و در این حالت بازهم شما همه ماجرا را نمی‌‌دانید.

  11. قرار دادن شخص اشتباه به عنوان مسئول:

 فرض کنید شما یکی از بهترین مشاوران برندسازی مجدد را استخدام کرده‌اید، کیفیت کار ارائه شده به صدا و مدیریت پروژه آگاه بستگی دارد. اطمینان یابید که افراد داخلی شما مهارت، زمان و منابع کافی برای انجام اثر بخش کارشان را دارند.


بازدید: 995

نظرات

ارسال پاسخ